تبليغاتX
گروه تاریخ شادگان

گروه تاریخ شادگان

تاریخ-عمومی-شادگان

طبق معمول آن روزگار، دربار مداخله كرد و به ارتش دستور داده شد تا در اين زمينه اقدام كند. انجام اين امر، به عهده سالار معزز، رئيس موزيك نظام گذاشته شد. رضا نيازمند در فصلنامه ره‌آورد چاپ آمريكا در شماره 34 ماجراي ساخته شدن سرود ملي ايران را چنين شرح داده است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 23:44  توسط ریحانی  | 


منبع :فصلنامه علوم حديث شماره 12

مركز تحقيقات دارالحديث، با هدف گسترش پژوهش‏هاى حديثى در حوزه‏علميه قم، اقدام به برگزارى نشست‏هاى حديث پژوهى نمود. اولين‏نشست، با سخنرانى علامه سيد مرتضى عسكرى در تاريخ 5/9/1377 درتالار اجتماعات مدرسه عالى دارالشفا و با حضور جمع كثيرى ازطلاب و دانشجويان، برگزار گرديد. مقاله حاضر، متن ويرايش شده‏گفتار علامه عسكرى است كه براى بهره‏گيرى بيشتر خوانندگان،عنوانهاى فرعى و پى‏نوشت‏هايى بدان افزوده‏ايم.

علوم حديث

بسم الله الرحمن الرحيم

ان الدين عند الله الاسلام.(آل عمران/19)

لقد من الله على المومنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوعليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من‏قبل لفى ضلال مبين.(آل عمران/164)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 22:52  توسط ریحانی  | 

تقدیم به همکاران و دانش اموزانی که به مطالب تاریخ ائمه (ع) علاقه دارند:
همزمان با سالروز ولادت رسول اكرم(ص) هفدهم ماه ربيع الاول سال ۸۳ هجري آغاز قرن هشتم ميلادي در خاندان رسالت و امامت در شهر مدينه نوزادي از سلاله پاك رسالت، قدم به عرصه حيات گذاشت كه جهاني از صفا و نورانيت و علم و دانش را براي دوستداران خود، به ارمغان آورد و منشأ تحولات و دگرگوني هايي در جهان علم و فضيلت و دنياي معنويت و انسانيت گرديد.امام باقر(ع) پدر ايشان كه در علم و عمل از برجستگان بني هاشم بود، از آخرين يادگارهاي شاهدان حماسه خونين كربلا نيز مي باشد. او دوازده سال تحت تربيت نياي بزرگش امام سجاد(ع)، زينت سالكان راه حقيقت و معرفت بود و پس از آن تحت توجهات پدر عاليقدرش امام باقر(ع) قرار گرفت و در محيط مدينه، در خاندان وحي و قرآن رشد كرده و كسب فضيلت و معرفت آغاز نمود و اين دوران ارزنده بهترين و عالي ترين فرصت و موقعيت به شمار مي آمد كه امام صادق(ع) در چنين مدرسه و مكتب رحماني قدم گذاشته و علم و دانش و فضيلت و معرفت الهي كسب نمايد..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 22:2  توسط ریحانی  | 




«مهدعليا» مادر «ناصرالدين‌شاه» در تاريخ دوره‌ي قاجار، حضوري همه جانبه و انکار ناپذير داشته است. اگر شاه قاجار بر تخت سلطنت مي‌نشسته و به اميران و زيران خويش در رابطه با کارهاي مملکتي دستور مي‌داده است، «مهد عليا» در قصر خويش، دور از تاج و تخت رسمي شاهانه، سر رشته‌ي ناديدني و گاه حتي ناخواندني بسياري از کارها را در دستان خود داشته است. اي کاش اين قدرت ناديدني و گسترده، تنها در جهت آباداني کشور به کار مي‌رفت. دريغ عميق انسان بر آنست که ناداني و فساد، آن همه هوشياري و توانايي انساني را در راه بيداد و ويرانگري به کار انداخته بود.

نفوذ زنان درباري و خواجه‌سرايان حرم در امور مملکتي، بدون ترديد در ساختار سياسي کشور نيز تأثير داشته‌است. شوراهاي غير رسمي که در حرم با حضور زنان و سوگلي‌ها و به‌ويژه شخص «مهدعليا» مادر «ناصرالدين‌شاه» صورت مي‌گرفته، در بسياري مواقع نقشي مخرب داشته‌است.

در اين زمينه نيز نکات بسياري ناگفته مانده است. نکاتي که هميشه به‌صورت عوامل کارساز پشت پرده و ظاهراً ناديدني خود را نشان داده است. در اين ميان نقش «مهدعليا» در بسياري از دسيسه‌ها و دهن‌بيني‌هاي ويرانگر، بيشتر از هر زني به‌چشم مي‌خورد. «اميرکبير» وزير دلسوز و کاردان اين دوره، بارها از دخالت بي‌مورد او در کارهاي خطير کشوري، نزد شاه شکايت برده‌ بود.

«مهدعليا»، همسر «محمدشاه» و مادر «ناصرالدين‌شاه قاجار» است که پس از به سلطنت رسيدن شوهرش، لقب «مهدعليا» يافت. ناصرالدين‌شاه، مادر خود را بيشتر «نواب» يا «خانم» خطاب مي‌کرد. اين زن در سن شانزده سالگي با «محمد‌شاه» ازدواج کرده بود، در بيست و هفت‌سالگي، «ناصرالدين ميرزا» را به دنيا آورده بود و آنگاه در چهل‌سالگي بيوه ‌شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 11:2  توسط ریحانی  | 

با توجه به مطالب جنگ جهانی دوم در درس تاریخ ایران و جهان دو ،لازم است مطالبی در باره فاشیسم بدانیم که از سایت کتابهای فارسی گرفته شده و تقدیم همکاران و دانش اموزان می شود:
گوبلز

وزيرتبليغا ت آلمان دردوره حكومت هيتلر ، پس ا ز انكه ا زدانشگاه هايدلبرگ درجه دكترا گرفت ( 1921) روزنامه نگارشد ومفتون هيتلرگرديدوبه حزب نا سيونا ل سوسياليست آلمان پیوست.
در 1928 به عضويت را يشتا ك ا نتخاب شد وپس ا زقدرت گرفتن نا زيها وزيرتبليغا ت شد . درا ين مقا م كنترل كا مل را ديو ،جرا يد ،سينما وتاتررا درآلمان بدست گرفت .
گوبلز مردى منحرف وسا ديك بودودرشما ربى رحم و مخوفترين سرا ن نا زى بود .
وى بعد ا ز تصرف برلين بدست روسىها پس ا ز كشتن زن وشش فرزندش خودكشى كرد .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 21:53  توسط ریحانی  | 

با توجه به تدریس در س اشکانیان در تاریخ ایران و جهان مختصری در باره امپراتوری اشکانی تقدیم همکاران می شود و همچنان منتظر نظرات شما هستیم.

سلوکیان به برکت حمله اسکندر به ایران بر مسند قدرت ایران و سوریه نشسته بودند و فرهنگ و اخلاق ایرانی را به یونانی تغییر داده بودند . در سال 250 قبل از میلاد با ورشکستگی سلوکیبان یونانی در جنگها و سیاست زمینه را برای حکومتی برخواسته از فرهنگ ایرانی فراهم ساخت تا بار دیگر ایران توسط ایرانیان اصیل اداره گردد . پارت نام یکی از اقوام کهن ایران بود که از مدتها پیش در خراسان مسکن گزیده بودند. آنان از نژاد خالص ایرانی بودند و آداب و رسوم ایرانی داشتند و پیرو آئین یکتا پرستی مزدایی بودند و به همین دلیل توده مردم به سوی آنان گرویدند و آنان را حمایت کردند . آنان از تعصب بیجا دوری میکردند . اشکانیان در دوره تسلط یونانیان و رومی ها به زبان پهلوی سخن میگفتند . پارتهای ایرانی علیه سلسله سلوکی قیام کرد و سلسله شاهنشاهی اشکانیان ( Arsacides ) را که برخواسته از سنت دیرینه ایران بود پایه گذاری نمود . اشکانیان از سال 247 قبل از میلاد تا 224 میلادی ( در حدود 470 سال ) بر ایران حکوکت کردند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 23:47  توسط ریحانی  | 


ائمه اينچنين بودند
موسى بن عيسى انصارى گفت بعد از نماز عصر با اميرالمومنين (ع ) نشسته بودم . مردى خدمت ايشان رسيد. عرض كرد يا على تقاضائى دارم مايلم حركت كنيد، پيش كسي كه مورد نظر من است با هم برويم و خواسته مرا برآوريد، فرمود كار تو چيست ؟ گفت من در خانه ى شخصى همسايه هستم . در آن خانه درخت خرمائى هست كه در موقع وزش باد از خرماى رسيده و نارس مي ريزد و يا پرنده اى از بالاى درخت مي اندازد، من و بچه هايم از آنها مي خوريم بدون اينكه به وسيله چوب با سنگ آنها را بريزيم ، اكنون مي خواهم شما واسطه شويد كه از من بگذرد. موسى بن عيسى مي گويد حضرت به من فرمود حركت كن با هم برويم .
در خدمت ايشان رفتيم ، پيش صاحب درخت كه رسيديم على (ع ) سلام نمود او جواب داد، احترام كرد و شادمان شد، عرض كرد يا على به چه منظور تشريف آورده ايد، فرمود اين مرد در خانه تو مى نشيند از درخت خرمائى كه دارى (خرما بوسيله ) باد پرنده مي ريزد بدون اينكه با سنگ با چوب بزنند آمدم در خواست كنم او را حلال كنى .
صاحب خانه امتناع ورزيد مرتبه دوم حضرت در خواست كرد باز قبول ننمود در مرتبه سوم فرمود بخدا قسم از طرف پيغمبر(ص ) ضامن مي شوم در قبال اين كار خداوند بستانى ترا در بهشت عنايت كند اين بار هم نپذيرفت ، كم كم نزديك شامگاه شد على (ع ) فرمود آن خانه را بفلان باغستان من مي فروشى ؟ پاسخ داد: آرى . حضرت گفت خداوند و موسى بن عيسى انصارى را به شهادت مي گيرم كه فلام باغستان را باتمام اشجار و درختهاى خرمايش در مقابل آن منزل بتو فروختم آيا راضى هستى ؟ صاحب منزل باور نمى كرد على (ع ) اين معامله را بكند گفت منهم خدا و موسى بن عيسى را گواه مي گيرم كه فروختم خانه را در مقابل آن باغ .
على (ع ) رو كرد به مردي كه در خانه بعنوان همسايگى مى نشست فرمود منزل را برسم مالكيت تصرف كن خداوند بتو بركت دهد حلال باد برتو. در اين هنگام صداى اذان بلند شد همه حركت كردند براى انجام فريضه. نماز مغرب و عشاء را با پيغمبر(ص ) خوانديم ، هر كسى بمنزل خود رفت فردا پس ‍ از نماز صبح پيغمبر(ص ) مشغول تعقيب بود حالت وحى بر آنجناب عارض گشت . جبرئيل نازل شد. پس از پايان وحى روى به اصحاب كرده فرمود كداميك از شما ديشب عمل نيكى انجام داده ايد خودتان مى گوئيد يا من بگويم على (ع ) عرض كرد شما بفرمائيد پيغمبر(ص ) فرمود اينك جبرئيل بر من نازل شد، گفت شب گذشته على بن ابيطالب (ع ) كار پسنديده اى انجام داد پرسيدم چه كار، گفت اين سوره را بخوان «بسم الله الرحمن الرخيم و الليل اذا يغشى والنهار اذا تجلى» تا اين آيه «فاما من اعطى واتقى و صدق بالحسنى فسنيسره لليسرى » الى آخر سوره .
روبه على كرد فرمود تو تصديق به بهشت كردى و خانه را به آن مرد بخشيدى و بستان خود را دادى ؟ عرض كرد بلى فرمود اين سوره درباره ات نازل شد آنگاه حركت كرد پيشانى او را بوسيد و گفت من برادر تو هستم و تو برادر من.(جلد نهم بحارالانوار)
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 23:4  توسط ریحانی  | 

بابا علي محمدي آذر
فوق ليسانس تاريخ
يورش مغولان به ايران و تخريب نيمي بيشتر از اين سرزمين و كشتار ميليونها انسان رويدادي بود كه به گفته ابن اثير: « از بدو آفرينش آدم تاكنون … همانندش نيامده [1]» . موضوع ساده اي نيست كه فقط به تكبر و نخوت سلطان محمد خوارزمشاه نسبت داده شود . بعضي از مورخان را نظر بر اين است كه اگر خوارزمشاه سفرا و بازرگانان مغولي را نمي كشت اين تهاجم انجام نمي گرفت . اين نوع قضاوت براي اتفاقاتي كه از مهم ترين رويدادهاي تاريخي محسوب مي شود دليل پيش پا افتاده اي است در ريشه يابي تهاجم چنگيز به ايران و ديگر بلاد اسلامي علاوه بر جريان سفرا و تجار سرانگشت اتهام به ضرورت به سوي بغداد و ناصر خليفه عباسي كه محرك اصلي فتنه بوده دراز مي شود . در حالي كه تضادهاي دروني امپراطوري تازه تأسيس چنگيز و اشرافيت فئودال چادرنشين، در ارزيابيها ناديده انگاشته مي شود .سعي بر اين است كه در بررسي علل حمله چنگيز به ايران سه موضوع مذكور را مورد تجزيه وتحليل قرار داده و ديدگاههاي مختلف مورخان را بازگو نمائيم:

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 23:48  توسط ریحانی  | 

ايران در عهد شهريارى داريوش دوم (اخس))
در دام ملكه جاه طلب
قاسم آخته

صداى ملكه پروشات مدام در محوطه كاخ مى پيچيد. پروشات زنى قدرتمند بود. زيبايى، هوش و مقدارى قساوت داشت. بعضى وقت ها سنگدل و بى رحم مى شد. حاضر بود براى محكم شدن پايه هاى قدرتش هر كارى بكند. نفوذ عجيبى بر روى شهريار اخس داشت به خصوص كه سن و سال ملكه از پادشاه بيشتر بود. پروشات اولين روزى كه همسرى اخس را پذيرفت به همه نشان داد كه نمى تواند افراد مزاحم حكمرانى اش را تحمل كند. اخس تهور اينكه بتواند با خاتونش مقابله كند يا او را در چنبره خود درآورد، نداشت و اختيار خودش را به دست ملكه سپرد. خواجه آرتكسارس كه فرد دوم محسوب مى شد و در رساندن اخس به قدرت نقش زيادى داشت، اسير كياست و سيطره پروشات شد. پروشات از آن زنانى بود كه اگر وارد قدرت شوند از عهده آن برمى آيند. بر همه كارها مسلط بود. با اين حال احساسات و عواطف زنانگى كه يك مانع اصلى براى اعمال قدرت در زنان است بر روى او هم تاثير مى گذاشت. بازى قدرت ايجاب مى كرد كه بى رحم باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 0:8  توسط ریحانی  |